سه شنبه 28شهریور91
دختر خوشگل مامان سلام. الان که سرکار هستم و با اینکه بسیار خسته شدم ولی دلم پیش توئه که چه کار می کنی و حالت چطوره؟عزیز دل مادر دلم برات خیلی تنگ شده. دیروز تو ماشین یه اتفاق جالب افتاد. دلت شیر می خواست و به من گفتی: "مامانی! شیر خامه".خندم گرفت و گفتم معلومه یه رگه شمالی داری. امروز هم روز خوبی بود صبح باهم اومدیم اداره. یه ذره تو ماشین خوابیدی.بعد لباسات رو پوشیدم و رفتیم تو مهد. صورتت رو شستم. ...







